.
پنجشنبه 26 مرداد 1396.
امروز:
الخميس 25 ذو القعدة 1438.
-
Aug 17 2017.
-

وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً

ورود کاربران

آخرین اخبار

آمار بازدیدکنندگان

087973
امروزامروز89
دیروزدیروز101
این هفتهاین هفته328
این ماهاین ماه1575
کلکل87973

فیلم

نظر سنجی

نظر شما درباره سایت چیست؟

عالی - 33.3%
خوب - 8.3%
متوسط - 25%
ضعیف - 33.3%

مجموع آرا: 12
امکان ارسال نظر براي اين نظر سنجي غير فعال شده است در: نوامبر 19, 2014

اسلایدشو

ذبح شرعی

گوشت حلال _ زندگی پاک

بنام خدا
مقدمه
بنام خداوند جان آفرین                                  حکیم سخن در زبان افرین
خداوند منان جهان و انسان را عبث نیافرید  بلکه برای او بجهت رسیدن به سر حد کمال و نعمتهای جاوید تکالیفی مقرر نمود انها را بوسیله سفراء وبرگزیدگان خود به مکلفین رسانیده و هر کس به تکالیف خود عمل کند ذات مقدسش به سر حد کمال و نعمتهای جاوید می رساند .
وبدان زندگی دنیا بقایی ندارد و چون نفس ناطقه که وهر انسانیت است از بدن بیرون گردد و از جهان فانی چشم پوشد از انسان اثری نمی ماند جز کمالات روحانی که با خود می برد وآثار خیری که باقی می گذارد.





آیات قرآن و شرط اسلام در ذبح کننده
برای اینکه روشن شود آیا در آیات قرآن مجید یادی از لزوم مسلمان بودن ذبح کننده به میان آمده است یا نه ، باید آیاتی را که در مورد گوشتهای حرام و حلال بحث کرده اند یاد کنیم ومقدار دلالت آنها را بررسی کنیم.
بطور اجمال باید دانست که این آیات ، بعضی در مکه نازل شده اند وبعضی در مدینه ، بعضی در آغاز بعثت وبعضی در اواخر عمر نبی اکرم(ص) ولی با این حال ، لحن آیات و انواع حرامها در این آیات ثابت است و نشان می دهد که حکم گوشتهای خوردنی در طول دوره رسالت پیامبر اکرم (ص) تغییر نکرده است .
سوره هایی که در آنها درباره حرام و حلال بودن گوشت ها بحث شده است عبارتند از :
سوره نحل که در مکه مکرمه نازل شده است
سوره انعام که در مکه نازل شده از لحاظ زمانی پس از سوره نحل نازل شده است .
سوره بقره که در مدینه و در آغاز هجرت نازل شده است .
سوره مائده که درمدینه و در اواخر عمر پیامبر اکرم (ص) نازل شده است .
ما هم به ترتیبی که این سوره ها نازل شده اندئ راجع به آیات مربوط به گونه های گوشت و ذبح بحث می کنیم .
بررسی آیات سوره های مکی :
فکلو ممارزکم الله حلالما طبیا واشکرو انعمت الله ان کنتم ایاه تعبدون انما حرم علیکم المیته والدم و لحم الخنزیر و ما اهل لغیر الله به فمن اضطر غیر باع و لا عاد فان الله غفور رحیم. 1
از آنچه خدا رویتان کرده است ، حلال و پاکیزه ، بخورید و شکر نعمت خدا را به جای آورید ، اگر او را می پرستید . خداوند تنها مردار و خون و گوشت خوک و انچه را با نام غیر خدا سر بریده اید بر شما تحریم کرده است ، اما کسانی که ناگزیر شوند در حالی که تجاوز و تعدی از حد ننمایند ....
این آیات ، حرام ها را در چهار چیز محصور کرده است و فرموده اند غیر از اینها چیزی حرام نیست ، اکنون ما کاری نداریم که فلسفه تحریم این چیزها چیست و آیا حرامها در این چهار چیز محصورند یا حرامهای دیگری هم در روایات ذکر شده اند بلکه نکته مورد نظر ما ، شرائط ذبح است که آیه می گوید از آنچه نام غیر خدا بر آن برده شده است ، نخورید اما ذبح کننده مسلمان باشد یا کافر ، بحثی نکرده همانگونه که در باره واجب بودن بردن نام خدا واجب نبودن آن هم بحثی نکرده است .
ان ربک هو علم من یضل عن سبیله و هو اعلم بالمحتدین   فکلو مما ذکر اسم الله علیه ان کنتم بایاته مومنین    و ما لکم الا تاکلوا مما ذکر اسم الله علیه و قد فصل لکم ما حرم علیکم الا ما اضطر رتم الیه   و لا تاکلو مما لم یذکر اسم الله علیه و انه لفسق. 2  
پروردگار تو به کسانی که از راه او گمراه گشته اند آگاه تر است و همچنین به کسانی که هدایت یافته اند و از انچه نام خدا بر آن گفته شده است ، بخورید ، اگر به آیات او ایمان دارید ، چرا از چیز هایی نمی خورید که اسم خدا بر انها برده شده است در حالی که « خداوند» آنچه را که بر شما حرام بوده بیان کرده است ، مگر اینکه ناچار باشید و از آنچه نام خدا بر ان برده نشده نخورید و این کار گناه است .
نکته ها :
1-    حیوانی که هنگام ذبح آن نام خدا برده شده ، حلال است و جای یهیچ گونه وسوسه ای ندارد.     
2-    آیات دلالتی ندارند که ذبح کننده  باید مسلمان باشد ، بلکه برعکس ، از مجهول آوردن «ذکر» در دو مورد و همچنین مجهول اوردن « الم یذکری معلوم می شود که در اصل عنایتی بر فاعل نیست و مهم نیست که که ذبح کننده چه شخصی باشد ، بلکه مهم برده شدن نام خداست .
بررسی کلام طبرسی در مجمع البیان  
از آنچه گفته شد روشن می شود که کلام تبرسی مخدوش است . ایشان در ذیل آیه فکلو مما ذکر اسم الله می نویسد :
این آیه دلالت دارد بر اینکه یاد نام خدا هنگام ذبح واجب است و همچنین دلالت دارد بر اینکه خوردن ذبیحه های کفار جایز نیست ، چون کفار بر ذبیحه خود اسم خدا را نمی برند و اگر بعضی نام خدا بگویند ، یاد نام خدا در حقیقت واجب نمی دانند همچنین اعتقاد به خدایی دارند که دین عیسی و موسی را عبدی قرار داده است و چنین خدایی، خدای حقیقی نیست. 3
چند اشکال بر کلام ایشان:
1-    آیه تنها دلالت بر حلال بودن ذبیهه ای که نام خدا بر آن برده شده است دارد ولی هیچ کونه دلالتی بر اسلام ذبح کننده ندارد .
2-    از کجا برای ایشان روشن شده است که اهل کتاب بر ذبایح خود اسم خدا را نمی برند .
3-    به چه دلیل عقاید انحرافی اهل کتاب ، به نام خدا بودن آنان ضرر می زند ؟ در حالی که نظیر همین انحرافها گاهی در بین مسلمانان نیز پیدا می شود .
4-    آیه فقط یاد نام خدا را واجب کرده ولی به چجه دلیل اعتقاد به واجب بودن یاد خدا در تسمیه هم لازم است؟
به بیان دیگر ، واجب بودن یاد خدا ، مربوط به مقام نبوت است و نشان می دهد که هر جا نام خدا آمد ، شرط حلال بودن ذبیهه مشخص شده است ، ولی اعتقاد به وجوب یاد  نام خدا مربوط به مقام اثبات است یعنی هنگامی که ذبیهه ای در دست انسانی دیدیم و شک کردیم آیا شرط حلال بودن را عمل کرده است یا نه ؟ در این هنگام ،اگر ذبح کننده به واجب بودن یاد نام خدا اعتقاد داشته باشد فعل او را هم بر صحت می کنیم و می گوییم مسلماً نام خدا گفته است ولی اگر اعتقادی به واجب بودن نداشت ، نمی توان گفتن نام خدا را احراز کرد و حمل فعل او درستی وجهی ندارد ، زیرا درستی از دیدگاه او حلال بودن بی یاد نام خداست ، اگر چه از دیدگاه غیر او درستی عبارت از حلال بودن با یاد خداست .
خلاصه ، واجب بودن یاد نام خدا در حلال بودن ف مربوط به مقام نبوت است ، ولی اعتقاد به واجب بودن یاد خدا مربوط به مقام اثبات است .
نتیجه:
از این آیه ها برداشت شد که لازم نیست ذبح مسلمان باشد و از این جهت دلیلی بر حرام بودن ذبایح اهل کتاب و سایر کفار ندارد . اما دواجب بودن یا خدا شرط دیگری است و اعتقاد به واجب بودن یاد خدا در اصل ربطی به شرط ذبح ندارد ، بلکه هنگام احراز شرط یا نام خدا به کار می آید.
3-    از این آیات « آیات سوره انعام » برداشت دیگری نیز احتمال دارد و ان اینکه این آیات دلالتی بر واجب بودن یاد خدا ندارد ، چون :
اولاً آیه اول تشویق به خوردن گوشتی می کند که نام خدا بر آن برده شده است و دلالت دارد که این نوع از ذبیهه حلال است به دلالتی بر حرام بودن سایر اقسام ندارد و به اصطلاح حلالذ بودن مقید ، نفی حلال بودن مطلق را نیم کند و قید ، برای بیان فرد کاملتر و معلوم الحلیه آمده است .  آیه دوم هم از این لحاظ مثل آیه اول است .
ثانیاً جمله« و قد فصل لکم ما حرم علیکم » ، دلالت دارد که حرامها پیش از این ، بیان شده اتند ، در حالی که غیراز آیات سوره نحل آیات دیگری که حرامها را پیش از این بیان کرده باشند وجود ندارند ، آیات سوره نحل هم ذکری از یاد نام خدا به میان نیاورده اند  و تنها ذبح شده به نام غیر خدا را حرام دانسته اند .
ثالثاً آیه سوم یعنی« ولا تاکلو مما یذکر اسم الله علیه و انه لفسق » افزون بر اینکه پیش از آیه دوم نازل نشده دلالت واضحی هم بر حرام بودن آنچه نام خدا بر ان برده نشده است ، ندارد ، چون اگر جمله « و انه   الفسق » عطف باشد آن دلالت آیه بر حرام بودن ذبح بدون نام خدا تمام است . ولی احتمال دارد که «وانه الفسق» جملیه حالیه باشد ، آنگاه معنی این می شود : از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است در حالیکه آن چیز فسق هم باشد آن را نخورید .آنگاه ایه دیگری در مورد انعام «فسق» را معنی میکند آنجا که می فرماید:
قل لا اجد فی ما اوحی الی محرما علی طاعم بطعمه الّا ان یکون میته اولا ما مسفوحااولحم خنریر فانه رجس او فسقا اهل لغیرالله به.  4
بگو در ان چه بر من وحی شده چیزی که خوردن ان حرام باشد، نمی یابم جز اینکه مردار، یا خون ریخته، یا گوشت خوک ، که پلید است، یا حیوانی که در کشتن ان نافرمانی کنند وجز با گفتن نام خدا ذبحش کنند .
در این ایه محرماتی را یاد می کند که در سوره نحل هم همین ها را یاد کرده بود . فقط بعضی از آنها را توضیح می دهد. مثلا خون را توضیح داده که خون بیرون ریخته شده حرام است و گوشت خوک را توضیح داده که پلید است سپس حرام بودن فسق را بیان کرده و انگاه فسق را به نحو عطف بیان توضیح داده است: فسق ان چیزی است که با نام غیر خدا ذبح شود.
در نتیجه از این ایه معنای فسق در خوردنی ها را می فهمیم وهمین معنی را در جمله « وانه لفسق» قرار می دهیم ، نتیجه این می شود : از آن گوشت هایی که هنگام ذبح نام خدا بر آن برده نشده است، بلکه نام غیر خدا برده شده نخورید، یعنی آنچه سبب حرام بودن می شود ترک ذکر خدا و گفتن اسم غیر خداست.
در نتیجه این آیات سوره نحل هماهنگ می شود.
رابعاً یاد نام خدا در سوره های بقره و مائده که هر دو پس از سوره انعام نازل شده اند ، ذکری از یاد نام خدا به میان نمی آید وفقط همان حیوان ذبح شده به نام غیر خدا را حرام می دانند که برابر با سوره نحل است.
از این رو از مجموع آیات راجع به حرام بودن بعضی از گوشتها بر می آید که این حکم از اول بعثت تا آخر عمر پیامبر اکرم (ص) تغییری نکرده است و ایات سوره انعام چیزی غیر از مفهوم آیت سه سوره دیگر نیست .
خامساً ، باز از اموری که حرام بودن ذبح شده مذبوح به غیر یاد نام خدا را تضعیف رمی کند و به خبری و جمله « و لا تاکلو مما لم یذکر اسم الله علیه » آشنایی است و عطف خبر بر انشا نزد علمای بیان ممنوع 5 بنابرین ، جمله  «و انه لفسق» حال واقع می شود ، ولی اگر برده نشدن نام خدا ، جهت دیگری داشته باشد ، دلیلی بر حرام بودن ذبیحه یافت نمی شود .
ولی با ابن همه ما این برداشت رات نمی پذیریم ، چون روایاتی که پس از این یاد می کنیم به روشنی می گوید « انما الله ذبیحه با لاسم » پس برداشتی از آیات که روایات بر خلاف آن دلالت   داشته باشد درست نیست ، چون ما ائمه اطهار را مفسر حقیقی قرآن می دانیم و معتقدیم که قرآن و عترت پیوسته با هم و در کنار هم هستند . ولی تا این حد را می توان گفت که اگر کسی بعضی از انواع ذبایح را بدون یاد نام خدا حلال دانست ، سخنی خلاف نص قرآن با خلاف ظاهر قرآن نگفته است و شاید به همین جهت مسلمانی که از روی فراموشی نام خدا را نگوید   ذبیحه اش حلال است زیرا اگر یاد نام خدا شرط واقعی بود ، فرق بین عالم ، جاهل ، عاحد و فراموش کار وجود نداشت.
حیوان ذبح شده با نام خدا مسلماًٌ حلال است در حالی که حرام بودن حیوانی که هنگام ذبح آن، نام خدا برده نشده است ، مسلم نیست . 6

   






منابع
1-    سوره النحل آیه 114-115
2-    سوره انعام آیه 118و119و129
3-    مجمع البیان ، ج 4- 357
4-    سوره انعام آیه 145
5-    مسالک الافهام، ج 2 -224
6-    کتاب فقه کاوشی نو در فقه اسلامی- ویژه فقه و زمان، شماره ششم- زمستان 1372