.
پنجشنبه 3 خرداد 1397.
امروز:
الخميس 10 رمضان 1439.
-
May 24 2018.
-

وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً

ورود کاربران

آخرین اخبار

آمار بازدیدکنندگان

120139
امروزامروز55
دیروزدیروز164
این هفتهاین هفته454
این ماهاین ماه2810
کلکل120139

فیلم

نظر سنجی

نظر شما درباره سایت چیست؟

عالی - 33.3%
خوب - 8.3%
متوسط - 25%
ضعیف - 33.3%

مجموع آرا: 12
امکان ارسال نظر براي اين نظر سنجي غير فعال شده است در: نوامبر 19, 2014

قرآن وگوشت حلال -زندگي پاك انسان

قرآن وگوشت حلال -زندگي پاك

گردآورنده: حميد سعيدي

آدرس وايميل: مركزبهداشت شماره این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">1-این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

به نام خداوندبخشنده مهربان

خداوند ازميان خوردني ها مردار وخون وگوشت خوك وگوشت حيواني كه براي غير خدا ذبح شده حرام كرده است ودراينها هم اگر كسي ناچار بخوردن شود درصورتي كه خودش خود راناچار نكرده باشد ونيز درصورتي كه درخوردن از حد اضطرار تجاوز نكند گناهي براو نيست كه خداوند غفور ورحيم است.(آيه 173 سوره بقره)

تفسير الميزان: (انما حرم عليكم الميتة والدم ولحم الخنزير ومااهل به غيرالله) معنايش اين است كه حيواني را براي غير خدا مثلا براي بتها قرباني كنند(فمن اضطر غيرباغ ولاعاد)يعني كسي كه ناچار شد ازآن بخورد بشرطي كه نه ظالم باشد ونه از حد تجاوز كند ودوكلمه(غيرباغ ولاعاد)دوحال هستند كه عامل آنهااضطرار است ومعنايش اين است كه هركس مضطر وناچار شد درحاليكه نه باغي است ونه متجاوز از آنچه حرام كرديم بخورد ،دراين صورت گناهي درخوردن آن نكرده واما اگر اضطرارش درحال بغي وتجاوز باشد مثل اينكه همين بغي وتجاوز باعث اضطراروي شده باشند دراين صورت جايز نيست از آن محرمات بخورد.

بحث روايتي دركافي ازامام صادق (ع) :باغي آن كسي است كه درطلب شكاراست ،وعادي به معناي دزداست كه نه شكارچي مي تواند درحال اضطرار گوشت مرداربخورد ونه دزد،خوردن مردار برابن دو حرام است با اينكه با اينكه براي مسلمانان حلال است وغير اين دو طاييفه درسفر شكار وسفردزدي نبايدنماز راشكسته بخوانند.

تفسير نمونه: اين آيه پاره اي از غذاهاي خبيث وفاسدي كه براي جسم وجان زيانهاي مختلفي دارند تحريم مي كند.غذاهايي كه درآيه تحريم شده همچون ساير محرمات الهي طبق حكمتهاي خاصي وبا توجه كامل بوضع جسم وجان انسان با ويژگيهاي او مي باشدودر روايات پيشوايان اسلام زيانهاي هريك مفصلا بيان شده است.مثلادركتاب كافي پيرامون گوشت مردارچنين نوشته:گوشت مردار بدن راضعيف ورنجور مي كند،نيرورامي كاهد وسبب سكته مي شود وقابليت توليد مثل را از نطفه مي گيرد .شايد تمام اين مفاسد بخاطر آن باشد كه دستگاه گوارش از مردار نمي تواند خون سالم وزنده بسازد.بلكه خون سالم وسلولهاي بدن بوسيله آن مسموم مي شوند ،مرداركانوني است براي پرورش انواع ميكروبها وجاي آن است كه از آن دوري شود.اسلام علاوه بر تحريم گوشت مردار آن را نجس هم دانسته تا احتياط لازم دردوري اچنين موجودي بعمل آيد."والدم"دومين چيزي كه درآيه تحريم شده خوردن خون است ،فلسفه تحريم خون دراسلام هم از جهت جسمي وهم اخلاقي است زيرا از يك سو كه خون معمولا آماده ترين ميدان براي پرورش انواع ميكروبه است ،تمام ميكروبهائيكه وارد بدن انسان مي شوند مهمترين سنگر ومركز پرورش آنها خون آدمي است وبه همين دليلمدافعين كشور بدن كه گلبولهاي سفيد مي باشند همواره درمنطقه خون پاسداري مي كنند،از سوي ديگر امروزه درعلم تغذيه ثابت شده كه غذاهااز طريق تاثير درغده ها وايجاد هورمون هادردو حيات واخلاق انسان اثر مي گذارند،از قديم نيز تاثير خونخواري در قساوت وسنگدلي ضرب المثل بوده است،دراحاديث آمده كه به كسانيكه خون مي خورند طوري قساوت پيدا مي كنند وسنگدل مي شوند كه حتي ممكن است دست به قتل پدرومادر وفرزند وهمسر خود بزنند.

"لحم الخنزير"سومين چيزي كه درآيه تحريم شده ،خوردن گوشت خوك است. خوك حتي نزد اروپائيان كه بيشتر گوشت آنرامي خورند سمبل بي غيرتي است وحيواني است بسيار كثيف فخوك درامور جنسي فوق العاده بي تفاوت ولاابالي است وعلاوه بر تاثير غذا درروحيات كه از نظر علم ثابت شده است تاثير تين غذادرخصوص لاابالي گري درمسائل جنسي مشهود است.در شريعت حضرت موسي حرمت گوشت خوك نيز اعلام شده است و درانجيل فعلي هم گناهكاران به خوك تشبيه شده اند ومظهر شيطان را در داستانها خوك معرفي كرده است. جا ي تعجب است كه انسان با چشم خود مي بيند از يكسو كه خوراك خوك نوعا از كثافات وگاهي از فضولات خودش است واز سوي ديگر براي همه روشن شده كه گوشت اين حيوان پليد داراي دو نوع انگل خطرناك بنام كرم تريشين ويك نوع كرم كدو است،بازهم در استفاده از گوشت آن اصرار مي ورزند،تنها كرم تريشين در يكماه حدود 15000 عدد تخم ريزي مي كندودر انسان سبب پيدايش امراض گوناگوني مثل كم خوني،سرگيجه ،تب هاي مخصوص،اسهال،دردهاي روماتيسمي،كشش اعصاب وغيره دربدن ميكند.در يك كيلو گوشت خوك ممكن است 400 ميليون نوزاد تريشين باشد همين ها سبب شد كه چند سال قبل در قسمتي از كشور روسيه خوردن گوشت خوك ممنوع گردد.بعضي مي گويند با وسايل امروزي مي توان تمام اين انگلها راكشت وگوشت خوك را از آنها پاك كرد ولي به فرضي كه با وسايل بهداشتي وبا پختن درحرارت زياد انگلهارا كشت باز زيان گوشت خوك قابل انكار نيست زيرا طبق اصل مسلمي كه اشاره شد گوشت هر حيواني حاوي صفات آن حيوان است واز طريق غده ها وتراوش آنها در اخلاق كسانيكه از آن تغذيه مي كنند اثر مي گذارد وبا اين ترتيب خوردن گوشت آن مي تواند صفت بي بندوباري جنسي وبي اعتنايي به مسائل ناموسي را كه از خصايص بارز اين حيوان است به خورنده آن انتقال دهد.

از جمله گوشتهايي كه دراين آيه از خوردن آنها نهي شده است گوشت حيواناتي است كه مثل زمان جاهليت بنام غير خدا (بتها)ذبح شود.آيا بردن نام خدايا غير خدا به هنگام ذبح از نظر بهداشتي درگوشت حيوان اثر مي گذارد؟

درپاسخ بايد كفت:نبايد فراموش كرد كه لازم نيست نام خدا وغير خدا در اصل گوشت از نطر بهداشتي اثر بگذارد زيرامحرمات دراسلام روي جهات مختلفي است،گاهي تحريم چيزي بخاطر بهداشت وحفظ جسم است وگاهي بخاطر تهذيب روح ،تحريم گوشتهايي كه كه بنام بتها ذبح مي شد درحقيقت جنبه معنوي واخلاقي وتربيتي دارد.

بايد توجه داشت خوردن گوشتهاي حرام كه برشمرديم براي كساني حرام وممنوع است كه ناچار ومضطر بخوردن آن نباشد.بطوريكه اگر نخورند جانشان به خطر مي افتد دراين صورت ممنوعيت برداشته مي شود چنانچه آيه تصريح مكند مي توانند به مقداريكه حيات آنها به آن بستگي دارد بخورنداما براي اينكه اضطرارش بهانه شود دو كلمه غيرباغ ولاعاد گوشزد مي كند كه اين اجازه تنها براي كساني است كه خواهان لذت از خوردن اين محرمات ومتجاوز از مقداريكه براي نجات از مرگ است نباشد.

ترجمه آيه :

برشماحرام شده خوردن گوشت مردار،خون ،گوشت خوك ،حيواني كه به نام غيرخداذبح شود،حيوان حلال گوشت كه براثرخفه شدن ويا كتك خوردن ،يا پرت شدن،ياشاخ خوردن بميرد،يانيم خورده درندگان ،همه اينهاحرام است مگرحيواني كه به طورشرعي ذبح شود.همچنين حرام است حيواني كه پاي بت ذبح شوديا بوسيله قرعه كشي تقسيم شود(ازلام)همه اينها نافرماني خداست.(آيه 3 سوره انعام)

تفسيرنورآيه:

ازلام: طبق رسم جاهلي ،حيواني راپس از يك شرط بندي خريده وذبح مي كردند.سپس ده چوبه تير را دركيسه اي

 مي گذاشتند،روي هفت چوب برنده وروي سه چوب بازنده مي نوشتند،آنگاه با قرعه هريك چوبي از كيسه بيرون مي آوردند تمام گوشت حيوان ذبح شده سهم آن هفت نفري مي شد كه چوبهاي برنده به نامشان بود وقيمت حيوان راآن سه نفربازنده مي پرداختند بي آنكه سهمي از گوشت داشته باشند.چنين حيواني را قرآن حرام كرده است.(بنابراين ازلام چوبهاي خاص قرعه است)

پيام ها :نقش غذاها در زندگي

1-نقش غذا در سلامت جسم وروح،به حدي است كه درقرآن بارها برآن تاكيد شده است.

2-درنظام توحيدي ذبح حيوان هم بايد رنگ الهي داشته باشد وگرنه حرام مي شود.

3-دراسلام براي مصرف گوشت شرايط وحدودي است از جمله :

الف-گوشت درندگان را نخوريد كه روح قساوت ودرندگي درشما پيدا مي شود.

ب-گوشت حيوانات گوشتخوار رانخوريد چون معمولا مردارمي خورند.

ج-گوشت حيواناتي كه موجب تنفرعمومي است مصرف نكنيد.

د-گوشت حيواني كه هنگام ذبح نام مبارك خدا برآن گفته نشده نخوريد.

گوشتخواري: بودائيان مخالف گوشتخواري اند.بعضي هم هر نوع گوشتي را از هرحيواني مي خورند.آيا كشتن حيوانات براي گوشت آنها با رحمت سازگاراست؟ جواب:

1-اساس آفرينش بر تبديل وتحول است،خاك گياه مي شود گياه حيوان مي شود گوشت حيوان به انسان تبديل مي شودواين يك رشد است ونتيجه ي اين تبديلها رشد انسان است.

2-كيفيت دستگاه گوارش و وضعيت دندانها نشان دهندي آن است كه خوراك انسان چه چيزهايي است.

3-جهاتي كه در ذبح رعايت مي شود مغاير با خشونت است.

مثل آنكه با آهن تيز باشد ، به حيوان زجر ندهند قبل از ذبح آب دهند، بيش از جان دادن اعضايش را قطع نكنند.

تفسير نمونه:

در آغاز اين سوره اشاره به حلال بودن گوشت چهار پايان شده ،آيه درحقيقت همان استثناهايي است كه وعده داده شده ودراين آيه حكم به تحريميازده چيز شده كهبعضي از آنها درآيات ديگر قرآن نيز بيان گرديده وتكرار آن جنبه تاكيد دارد.نخست مي فرمايد:مردار بر شما حرام شده است وهمچنين خون وگوشت خوك وحيواناتي كه طبق سنت جاهليت بنام بتها واصولا به غير نام خدا ذبح شوند.ويا حيواناتي كه خفه شده باشند حرامندخواه بخودي خود ويا بوسيله دام وخواه بوسيله انسان اين كار انجام گردد(درزمان جاهليت معمول بوده گاهي حيوان را در ميان دو چوب يا درميان دو شاخه درخت سخت مي فشردند تا بميرد واز گوشتش استفاده كنند)در بعضي از روايات نقل شده كه مجوس مخصوصا مقيد بودند كه حيوانات رااز طريق خفه كردنآنها را بكشند سپس از گوشتشان استفاده كنند بنابراين ممكن است آيه ناظر به وضع آنها نيز باشد ،وحيواناتي كه با شكنجه وضرب جان بسپارندويا به بيماري از دنيا بروند. درتفسير قرطبي نقل شده كه درميان عرب معمول بود كه بعضي از حيوانات را بخاطر بتهاآنقدر مي زدنند تا بميرد وآن را يكنوع عبادت مي دانستند، وحيواناتي كه بر اثر پرت شدن از بلندي مي ميرند.وحيواناتي كه به ضرب شاخ مرده باشند ،وحيواناتي كه بوسيله حمله درندگان كشته شوند.ممكن است يك فلسفه تحريم اين پنج نوع از گوشتهاي حيوانات بخاطر آن باشد كه خون به قدر كافي از آنها بيرون نمي رود،زيرا تا زماني كه رگهاي اصلي گردن بريده نشود خون به قدر كافي بيرون نخواهد ريخت وميدانيم كه خون مركز انواع ميكروبهاست وبا مردن حيوان قبل از هرچيز خون عفونت پيدا مي كندوبه تعبيرديگر اين چنين گوشتها يكنوع مسموميت غذايي پيدامي كنند وجزو گوشتهاي سالم محسوب نخواهند شدمخصوصا اگربر اثر شكنجه يا بيماري ويا بيماري ويا تعقيب حيوان درنده اي بميرد مسموميت بيشتري خواهد داشت.به علاوه جنبه معنوي ذبح كه باذكر نام خدا و روبه قبله بودن حاصل مي شوددر هيچ يك از اينها نيست.ولي اگر قبل از آنكه اين حيوانات جان بسپرند وبه آنها برسند وبا آداب اسلامي آنها را سرببرند وخون بقدر كافي از آنها بيرون بريزد حلال خواهد بود ولذا بدنبال تحريم موارد فوق مي فرمايد(الامادكيتم)بعضي از مفسران احتمال داده اند كه اين استثناءتنها به قسم اخير يعني ومااكل السبع بر مي گردد،ولي اكثر مفسران معتقدند به تمام اقسام بر مي گردد واين نظر به حقيقت نزديكتر است ممكن است سوال شود چرا با وجود ميتة در آغاز آيه به اين موارد ذكر گرديده است مگر تمام آنها داخل در مفهوم ميتة نيست؟ پاسخ: ميتة از نظر فقهي وشرعي مفهوم وسيعي دراد وهر حيواني كه با طريق شرعي ذبح نشده باشد در مفهوم ميتة داخل است ولي در لغت ميتة معمولا به حيواني گفته مي شود كه خود به خود بميرد بنابراين موارد فوق در مفهوم ميتة داخل نيست در زمان جاهليت بت پرستان سنگهايي دراطراف كعبه نصب كرده بودند كه شكل خاصي نداشت آنها را نصب مي ناميدند درمقابل آنها قرباني مي كردند وخون قرباني را به آنها مي ماليدند وفرق آنها با بت همان بود كه بتها همواره داراي اشكال و صور خاصي بودند اما نصب چنين نبودند اسلام درآيه فوق اينگونه گوشتها را تحريم كرده و مي گويد:وماذبح علي النصب .

روشن است كه تحريم ايننوع گوشت جنبه اخلاقي ومعنوي دارد ونه جنبه مادي وجسماني ودر واقع يكي از اقسام "ماهل لغيرالله"مي باشد كه بخاطر رواجش در ميان عرب جاهل به آن تصريح شده است.نوعديگري از حيواناتي كه تحريم آن درآيه فوق آمده است كه بصورت بخت آزمايي ذبح وتقسيم مي گردد،وآن چنين بوده كه : ده نفر با هم شرطبندي مي كردند وحيواني را خريداري وذبح نموده سپس ده چوبه تير را دركيسه اي مي گذاشتند،روي هفت چوب برنده وروي سه چوب بازنده مي نوشتند،آنگاه با قرعه هريك چوبي از كيسه بيرون مي آوردند تمام گوشت حيوان ذبح شده سهم آن هفت نفري مي شد كه چوبهاي برنده به نامشان بود وقيمت حيوان راآن سه نفربازنده مي پرداختند بي آنكه سهمي از گوشت داشته باشند.چنين حيواني را قرآن حرام كرده است.نه خاطر اينكه اصل گوشت حرام بوده باشد بلكه بخاطر اينكه جنبه قمار وبخت آزمايي دارد، روشن است كه تحريم قمارومانند آن اختصاص به گوشت حيوانات ندارد بلكه درهر چيز انجام گيردممنوع است.اسلام درمورد بهره برداري از گوشتها همانند ساير دستورهايش يك روش كاملا اعتدالي است يعني نه همانند مردم زمان جاهليت كه از گوشت سوسمار و مردار وخون وامثال آن مي خوردند ويا همانند غربيهاي امروز كه حتي از خوردن گوشت خرچنگ وكرمها چشم پوشي نمي كنند، ونه مانند هندوها كه مطلقا خوردن گوشت را ممنوع كرده اند، بلكه گوشت حيواناتي كه داراي تغذيه پاك بوده ومورد تنفر نباشند حلال كرده وروي روشهاي افراطي وتفريطي خط بطلان كشيده وبراي استفاده از گوشتها شرايطي مقرر داشته است به اين ترتيب كه :

1-حيواناتي كه از گوشت آنها استفاده مي شود بايد از حيوانات علفخوار باشند زير گوشت حيوانات گوشتخوار بر اثر خوردن گوشتهاي مردار وآلوده غالبا ناسالم ومايه انواع بيماريها است، برخلاف چهارپايان علفخوار كه معمولا از غذاي سالم وپاك استفاده مي كنند.بعلاوه هر حيواني صفات خويش را از طريق گوشت خود به كساني كه از آن مي خورند منتقل مي كندبنابراين تغذيه از گوشت حيوانات درنده صفت قساوت ودرندگي را در انسانتقويت مي كند.

2-حيواناتي كه از گوشتشان استفاده مي شودبايد مورد تنفر نبوده باشد.

3-نبايد ضرر وزياني براي جسم وروح انسان توليد كنند.

4-حيواناتي كه در مسير شرك وبت پرستي قرباني مي شوند.

5-يك سلسله دستورهايي دراسلام براي طرز ذبح حيواناتي وارد شده كه هر كدام به نوبه خود داراي اثر بهداشتي يا اخلاقي مي باشد.

آيه 145 سوره انعام شباهت زيادي با آيات قبل دارد.

ترجمه آيه 14 نحل:

او كسي است كه دريا رامسخرشما ساخت تا از آن گوشت تازه بخوريدو وسائل زينتي براي پوشش از  آن استخراج كنيد كشتي ها رامي بينيد كه سينه درياراميس شكافندتاشمابه تجارت پردازيدوازفضل خدابهره گيريدشايدشكرنعمتهاي اورابه جاآوريد.

تفسيرنمونه :

اين آيه به سراغ بخش مهم ديگري ازنعمتهاي بي پايان خداونددرموردانسانهامي رودونخست ازدرياهاكه منبع بسيارمهم حيات وزندگي است آغازمي كند.مي دانيم قسمت عمده روي زمين رادرياهاتشكيل مي دهندونيزمي دانيم نخستين جوانه حيات دردرياهاآشكارشده ،وهم اكنون نبز دريامنبع مهمي براي ادامه حيات انسان وهمه موجودات روي زمين است .سپس به سه قسمت ازمنابع درياهااشاره كرده مي فرمايند:تاازگوشت تازه ،گوشتي كه زحمت پرورش آن رانكشيده ايدقدرت خداآن رادردل درياپرورش داده ورايگان دراختيارتان نهاده است.مخصوصاتاكيدروي طراوت وتازگي گوشت ،باتوجه به اينكه درآن عصرازيك جهت ودرعصرماازجهت ديگر،گوشتهاي كهنه فراوان بوده وهست اهميت اين نعمت راآشكارترمي سازدوهم اهميت تغذيه ازگوشت تازه را،دريايكي ازمهمترين منابع تغذيه انسان راتشكيل مي دهدوهمه ساله صدهاهزارتن ازگوشت تازه اي كه دست لطف خدابراي انسانها پرورش داده ازدريا صيدمي شودلذااكنون كه جمعيت كره زمين روبه افزايش است وبعضي درمطالعات ابتدايي خوداحساس مي كنندخطر كمبودموادغذايي مردم جهان رابراي آينده تهديدمي كند،افكاردانشمندان متوجه درياهاشده وازطريق پرورش نسل انواع ماهيها بتواننداين كمبودرابه مقدارقابل توجهءبرطرف سازنداين ازيك سووازسوي ديگرمقرراتي براي جلوگيري ازآلوده شدن آب درياها وازميان رفتن نسل ماهبها وضع كرده اندكه درمجموع آن اهميت جمله فوق كه در چهارده قرن پيش درقرآن نازل شده است روشنترمي شود.

آيه 115 سوره نحل وآيه 12 سوره فاطر شباهت زيادي با آيات قبل دارد.

 

 

 

 

منابع:

-قرآن

-تفسيرالميزان

-تفسيرنمونه

-تفسيرنور

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به نام خدا

چكيده ي  مطالب

ترجمه آيه :

خداوند ازميان خوردني ها مردار وخون وگوشت خوك وگوشت حيواني كه براي غير خدا ذبح شده حرام كرده است ودراينها هم اگر كسي ناچار بخوردن شود درصورتي كه خودش خود راناچار نكرده باشد ونيز درصورتي كه درخوردن از حد اضطرار تجاوز نكند گناهي براو نيست كه خداوند غفور ورحيم است.(آيه 173 سوره بقره)

ترجمه آيه :

برشماحرام شده خوردن گوشت مردار،خون ،گوشت خوك ،حيواني كه به نام غيرخداذبح شود،حيوان حلال گوشت كه براثرخفه شدن ويا كتك خوردن ، يا پرت شدن،ياشاخ خوردن بميرد،يانيم خورده درندگان ،همه اينهاحرام است مگرحيواني كه به طورشرعي ذبح شود.همچنين حرام است حيواني كه پاي بت ذبح شوديا بوسيله قرعه كشي تقسيم شود(ازلام)همه اينها نافرماني خداست.(آيه 3 سوره انعام)

ترجمه آيه :

او كسي است كه دريا رامسخرشما ساخت تا از آن گوشت تازه بخوريدو وسائل زينتي براي پوشش از  آن استخراج كنيد كشتي ها رامي بينيد كه سينه درياراميس شكافندتاشمابه تجارت پردازيدوازفضل خدابهره گيريدشايدشكرنعمتهاي اورابه جاآوريد.(آيه 14 سوره نحل)

آيات 145 سوره انعام و115سوره نحل و12 فاطر نيز درهمين زمينه مي باشند.

اسلام براي استفاده از گوشتها شرايطي مقرر داشته است به اين ترتيب كه :

1-حيواناتي كه از گوشت آنها استفاده مي شود بايد از حيوانات علفخوار باشند زير گوشت حيوانات گوشتخوار بر اثر خوردن گوشتهاي مردار وآلوده غالبا ناسالم ومايه انواع بيماريها است، برخلاف چهارپايان علفخوار كه معمولا از غذاي سالم وپاك استفاده مي كنند.بعلاوه هر حيواني صفات خويش را از طريق گوشت خود به كساني كه از آن مي خورند منتقل مي كندبنابراين تغذيه از گوشت حيوانات درنده صفت قساوت ودرندگي را در انسانتقويت مي كند.

2-حيواناتي كه از گوشتشان استفاده مي شودبايد مورد تنفر نبوده باشد.

3-نبايد ضرر وزياني براي جسم وروح انسان توليد كنند.

4-حيواناتي كه در مسير شرك وبت پرستي قرباني مي شوند.

5-يك سلسله دستورهايي دراسلام براي طرز ذبح حيواناتي وارد شده كه هر كدام به نوبه خود داراي اثر بهداشتي يا اخلاقي مي باشد.

پيام ها : نقش غذاها در زندگي

1-نقش غذا در سلامت جسم وروح،به حدي است كه درقرآن بارها برآن تاكيد شده است.

2-درنظام توحيدي ذبح حيوان هم بايد رنگ الهي داشته باشد وگرنه حرام مي شود.

3-دراسلام براي مصرف گوشت شرايط وحدودي است از جمله :

الف-گوشت درندگان را نخوريد كه روح قساوت ودرندگي درشما پيدا مي شود.

ب-گوشت حيوانات گوشتخوار رانخوريد چون معمولا مردارمي خورند.

ج-گوشت حيواناتي كه موجب تنفرعمومي است مصرف نكنيد.

د-گوشت حيواني كه هنگام ذبح نام مبارك خدا برآن گفته نشده نخوريد.