.
پنجشنبه 3 خرداد 1397.
امروز:
الخميس 10 رمضان 1439.
-
May 24 2018.
-

وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً

ورود کاربران

آخرین اخبار

آمار بازدیدکنندگان

120139
امروزامروز55
دیروزدیروز164
این هفتهاین هفته454
این ماهاین ماه2810
کلکل120139

فیلم

نظر سنجی

نظر شما درباره سایت چیست؟

عالی - 33.3%
خوب - 8.3%
متوسط - 25%
ضعیف - 33.3%

مجموع آرا: 12
امکان ارسال نظر براي اين نظر سنجي غير فعال شده است در: نوامبر 19, 2014

آثار مصرف غذاي حلال و حرام به ويژه گوشت و خون در حوزه هاي جسمي، روحي، اجتماعي، اقتصادي

آثار مصرف غذاي حلال و حرام به ويژه گوشت و خون در حوزه هاي جسمي، روحي، اجتماعي، اقتصادي

 

اميرعلي حسنلو

 

آدرس: قم، شهرک مهديه، (جاده اصفهان)، 108 واحدي، پلاک 56 ـ تلفن: 09126528746

 

 

 

 

 

مقدمه:

 

تمايز انسان با ديگر موجودات خرد و انديشه و روح بلند اوست، غالب اين برتري انسان جسم اوست، جسم انساني مثل روح او هنوز کاملاً براي خود انسان با همه پيشرفت هاي علمي ناشناخته است هر يک از دستگاه هاي موجود در بدن انسان، مثل دستگاه گوارش و قلب و مغز و اعصاب او هزاران کار سخت را در مدت معين و منظم انجام مي دهند، پيچيدگي دستگاه هاي جسمي انسان همچون روح او نياز به شناخت عميق و معرفت دقيق دارد.

 

متخصصين و اهل فن گفته اند، کار معده که عبارت است از دريافت و هضم غذا و تبديل آن به خون يا موادي که خون از آن ساخته مي شود، در حالي که معده به ظاهر کيسه اي کوچک در بدن انسان است؛ در اروپا براي آزمايش و شناخت کار معده، کارخانه اي درست کردند که نياز به استخدام چندين کارگر داشته فضاي بسيار بزرگي را اشغال نمود. درست کردن خون مصنوعي و ساختن دستگاهي مثل مغز انسان با ويژگي هاي منحصر، از علم انسان خارج است، به همين روي در روايات شريفه آمده است که معرفت خداوند و شناخت او را از معرفت نفس که عبارت است از روح و جسم انساني آغاز کنيد.[1]

 

بنابراين آشنايي و شناخت چنين موجود پيچيده در زمين که خداوند با شرايطي خاص او را خليفه خود در زمين ناميده[2] ما را به تأمل در ذات و نفس خود وادار مي نمايد، اکنون جاي اين سئوال است جسم انسان به قدري عزيز است که روحي با آن عظمت را که خداوند مي فرمايد: «... من از روح خودم در او دميدم...»[3] آن را بايد حمل کنيد و در ترقي و تعالي آن تلاش کند، ترقي و کمال روح انسان کاملاً تحت تأثير جسم پيچيده اوست که از دستگاه هاي مختلف تشکيل شده و اين جسم براي بقا و پايداري و ادامه رشد و شايستگي تعالي بخشيدن به روح، نياز به تغذيه و خوراک دارد. آيا براي مسئوليت ها و تکامل و رسيدن به مقام خليفة اللهي مي توان از هر خوراکي تغذيه کرد و هر خوراکي را در انبان انسان ريخت يا خير؟ قرآن در اين باره به انسان امر مي کند: «فلينظر الانسان الي طعامه...»[4]

 

منظور از طعام در اين آيه شريفه بر اساس ظاهر قرآن و اهميت خوراک در تعالي معنوي همان طعام ظاهري و تغذيه روزانه است که خداوند بر انسان واجب مي کند که در طعام و خوراکي که انتخاب مي کند در آن تأمل نمايد، تأمل به آن جهت است که اولاً قرآن به تغذيه و خوراک اهميت مي دهد، ثانياً آن چه در قرآن درباره خوراکي هاي حلال و مشروع آمده و دستورات شرعي آنها را رعايت کند، يعني هرگز از گوشتي که نام خدا در ذبح آن گفته نشده نخورد.[5] و هرگز به مردار و گوشت حيوانات حرام گوشت نزديک نشود؟

 

فلسفه و حکمت نهي خداوند و معصومين از خوردن اين خوراکي ها که در آيات قرآن آمده و براي خوراک حلال خصوصاً گوشت شرايط خاص و آداب خاص گفته شد اين است که جسم انسان به عنوان مرکبي براي تعالي روح نياز به نيرويي دارد و آن نيرو بايد با شرايط خاص و ويژه به دست آمده باشد.

 

از اين رو مي توان به اين نتيجه رسيد که خوراک حلال و حرام و دو قسمت شدن خوراک و جدا شدن هر يک داراي فلسفه و علت است، و هر يک داراي تأثيرات وضعي در جسم انسان هستند و روح انسان نيز تحت تأثير جسم اوست. چنان که انسان، به خاطر خوردن غذاي مسموم از نظر جسمي در رنج و عذاب است و اين رنج و عذاب در روح او نيز تأثير دارد و آن را آزار و رنج مي دهد.

 

با اين مبنا مي توان به اين نتيجه رسيد که مصرف غذاي حلال و حرام هر يک آثار جداگانه اي دارند و شئون مختلف حيات فردي. روحي، اجتماعي و اقتصادي انسان را تحت تأثير شديد قرار دهند. و اين تأثير در اين مقاله از ديدگاه اسلامي مورد تحليل و توجه قرار مي گيرد.

 

گوشت به عنوان يکي از اساسي ترين خوراک انسان محسوب مي شود و انسان از آن رو که موجودي چند بعدي است هم گوشت خوار است و هم گياه خوار، و اين ويژگي در ديگر حيوانات جمع نيست و حيوانات يا گوشت خوارند و يا تنها گياه خوار به ندرت در بين حيوانات اهلي يا همه حيوانات چنين اوصافي جمع است، مگر مواردي که در اينجا جاي بحث آن نيست.

 

بنابراين مهمترين غذايي که در بنيه انسان و توليد خون در بدن او مؤثر است گوشت مي باشد، لذا در بسياري از آيات قرآن مساله حلال بودن گوشت مورد تأکيد فراوان قرار گرفته و شرايط حلال شدن گوشت هر يک از حيوانات به زيبايي مطرح گرديده. مانند گوشت ماهي که با بيرون آوردن از آب حلال مي شود، گوشت حيوانات به چندين طرح که متعارف ترين آن ذبح است و انواع گوشت هايي که در آيات قرآن مورد توجه است گوشت حيوانات اهلي و قابل شکار اعم از پرندگان و غير پرندگان.

 

آثار خوردن گوشت حلال

 

هر خوراکي که انسان مصرف مي کند داراي دو اثر در جسم و روح اوست.

 

1. اثر مقطعي: اثر ظاهري و مقطعي خوردن گوشت، نيرو گرفتن و رشد جسمي و تحرک و کار و تلاش و استمرار حيات مادي که قبل از همه آثار ظاهر مي شود، و انسان با خوردن گوشت که از اساسي ترين خوراکي هاست از نظر جسمي رشد و قدرت بدني خواهد داشت.

 

2. اثر وضعي: اثر وضعي خوراکي ها و افعال انسان جبري است، بر خلاف آثار ظاهري مثل راه رفتن و کار کردن، مثلاً چاق شدن اثر وضعي است که اگر انسان گوشت بخورد چاق مي شود و اگر تحرک نداشته باشد چربي و عوره خونش تصاعد مي کند، اين اثر در خون انسان و سلول هاي او نيز به همان نحو که در رشد جسمي تأثير داشت در روح او نيز که تحت تأثير رشد سلول هاست تأثير دارد.

 

ژن هاي انسان که عامل وراثت هستند ويژگي هاي انسان را به نسل بعد منتقل مي کنند تحت تأثير تغذيه خصوصاُ تغذيه گوشت رشد کرده و استمرار حيات دارند. اثر وضعي خوراک در درازمدت به وجود آوردن نطفه و نسل انسان است، و نوزادي که حاصل تغذيه از گوشت و ساير خوراکي هاي حلال است از آثار وضعي خوراک مي باشد که هيچ گريزي از آن نيست. بنابراين فوائد تغذيه از گوشت حلال را مي توان به اين صورت جمع بندي کرد:

 

1. بهداشت نسل: با حلال خوردن نسل انسان داراي سلامتي روحي خواهد بود و نسلي که از حلال به وجود آيد، هرگز ذاتاً تمايل به هنجارهاي غير شرعي نخواهد داشت چنان که پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: «کسب الحرام يبين في الذريه...»[6] به همان نحو که کسب حلال در نسل انسان نتيجه مي دهد، درآمد حرام نيز در نسل انسان به بار مي نشيند. بنابراين با پرهيز از خوردن لقمه حرام انسان به آتيه و بهداشت نسل خود بايد توجه کند.

 

2. بهداشت روح: تغذيه از گوشت حلال روح انسان را از پليدي ها و امراض روحي باز مي دارد، چنان که گفته شد روح تأثير پذير از جسم است، تأثير متقابل جسم و روح به اين معناست که خوراک در اين تعامل تأثير به سزايي دارد.

 

وقتي انسان از حلال تغذيه کرد، روح او به سوي خوبي ها و رشد معنوي در حرکت است. چنان که در روايات آمده: خوردن گوشت در بدن گوشت مي روياند و جسم را فربه مي کند. گوشت با چربي زياد،[7] دردي در بدن انسان مي آفريند و او را گرفتار مرض مي کند.

 

وقتي جسم انسان گرفتار چربي شد کسل مي شود و روح او نيز تحت تأثير جسم اوست. چنان که در برخي از روايات آمده با شکم پر براي عبادت برنخيزيد و در خوردن غذا افراط نکنيد.

 

بر اساس اصول بهداشتي، افراط در خوردن و پر کردن شکم عامل بروز بسياري از بيماري هاي جسمي مثل ديابت و رو به هاضمه، و انواع دردهاي مفصلي و فشار خون و... از اينروي رويکرد سيره اهلبيت در رعايت حد اعتدال در خوردن بوده و آن را اکيد در روايات مختلف به ما گوشزد نموده اند.

 

از امام صادق(ع) نقل شده: وقتي مردي از ثروتش در راه طاعت و بندگي خدا خرج مي کند، مطمئن باش که مال حلال در آن تأثير گذاشته و بر عکس اگر کسي توفيق نيافت از مالش در راه خير مصرف کند، و در راه گناه و معصيت هزينه مي کند، مطمئن باشيد مال حرام به او رسيده.[8] اگر انسان از حلال تغذيه کند، و ثروتش که منبع تغذيه اوست، به راه رضاي حق قدم بر مي دارد، و روح او در سلامتي و بهداشت قرار دارد.

 

وقتي کسي از امام سئوال کردند، مردي ثروتمند هست و براي ما معلوم نيست که مال او حرام است يا حلال چگونه با او برخورد کنيم و او را بشناسيم، فرمود در کار و رفتار او تأمل کنيد اگر خوراک حلال خورده و ثروت حلال جمع کرده، در همان راه هزينه خواهد کرد.[9]

 

بر اساس تمام روايات مربوط، وقتي انسان گوشت و هر خوراک حرامي ميل مي کند و پس از هضم آن در معده و جذب در شريان خون و تأثير در بدن که از لقمه حرام تشکيل شده، روح انسان تيرگي و جرم گناه به خود مي گيرد، با روند رو به رشد اين وضع روح تاريک و تبديل به نقطه سياه مي شود و اين نقطه سياه مانع و حجاب حرکت انسان به سوي تکامل و معنويات و تعالي است، چنان که در تأييد اين اصل روايتي وجود دارد که مي فرمايد خوراک حرام انسان را از عبادت باز مي دارد، و خوردن لقمه شبه ناک يا حرام از قبولي عبادت و از اجابت دعاي انسان در پيشگاه خداوند باز مي دارد. «عبادت کردن با حرام خواري به بنايي مي ماند که روي ماسه ها بنا شده باشد[10] و دعا با خوراک حرام قبول نمي شود...».[11]

 

غذاي حلال نيز تأثير مثبت در روح و جسم انسان بر جاي مي گذارد. چنان که در روايات اين تأثير اين گونه بيان شده:

 

حلال خوردن، بنيان تمام عبادات است.[12] وقتي انسان از غذاي حلال تغذيه کرد به عبادت فردي يا اجتماعي روي مي آورد.

 

هر کس چهل روز از خوراک حلال تغذيه کند خداوند قلبش را پر از نور مي کند.

 

پيامد کم توجهي به گوشت:

 

هر کس چهل روز از خوردن گوشت (حلال) دوري کند، اخلاقش تند مي شود و بدخلقي از او ظاهر مي شود به اين علت که نطفه در مدت چهل روز منتقل مي شود. ظاهراً روايت به اين مطلب اشاره مي کند که نطفه در طول چهل روز منتقل مي شود، ظاهراً روايت به اين مطلب اشاره مي کند که هر کس چهل روز از خوردن گوشت خودداري کند نه تنها اخلاق خودش بلکه اخلاق فرزندي که از او در اين چهل روز که گوشت نخورده بوجود بيايد تند و عصابي خواهد بود. خون حامل ژنهاست و گوشت مؤثرترين عنصر در تشکيل ژنهاي خون مي باشد.

 

بر اساس علم تغذيه ثابت شده برخي از کودکان که مادرانشان هنگام بارداري يا هنگام انعقاد نطفه از خوردن گوشت امتناع کرده اند فرزندان آنان عجول و عصباني و تند مزاج هستند. اين روايت نيز گوياي اين حقيقت است. نخوردن گوشت اساسي ترين عامل کم خوني در بدن است. و کم خوني، عصبانيت و بي حوصلگي، و کم هوشي را در نسل انسان و فرزندان بر جاي خواهد گذاشت. بسياري از بيماري هاي خوني و وضعف بنيه از آسيب هاي بسيار جدي خودداري از خوردن گوشت و نداشتن گوشت در برنامه غذايي خانواده هاست، دين اسلام به عنوان مهمترين دين به اين مسائل بهداشتي و سلامتي توجه ويژه و عميق معطوف داشته، اهل بيت پيامبر در سيره و نگرش خود اين نکات علمي دقيق را با عباراتي زيبا و کوتاه بيان فرموده اند.

 

خوردن گوشت حرام و گوشت حيواناتي که ذبح شرعي نمي شوند و يا نام خدا را در هنگام سر بريدن آنها ذکر نمي کند و يا خوراک و گوشتي که به نحوي حرام است، از مال دزدي، رشوه ربا تهيه شده، تمام آثار خوراک حرام را در جسم و روح انسان خواهد داشت.

 

امروز بسياري از بيماري هاي مهلک انسان نتيجه تغذيه است چون خداوند به انسان جسمي داده که به وسيله آن به صورت طولاني زندگي کند و براي جايگاه ابدي خود توشه جمع نمايد، سلول هاي بدن انسان به نوعي آفريده شده اند که قادر به حيات طولاني و هميشگي هستند، آن چه امروزه در آزمايشات و معالجات سلول هاي بنيادين به اثبات رسيده و حاکي اين حقيقت است که سلول ها از بين نمي روند بلکه در شرايط عادي زندگي و حيات طولاني دارند و حيات بخش هستند و قادرند اعضاي آسيب ديده از بدن را ترميم نمايند. بر اين اساس سلول هاي بدن انسان با اين ويژگي مي توانند حيات طولاني و با نشاطي داشته باشند مگر اين که با سموم خطرناک در معرض آسيب قرار بگيرند و اين سموم در انواع گوشت هاست که خداوند از خوردن آنها بازداشته، خون نيز يکي از منابع سموم و آفات و ميکروب هاي خطرناک است. لذا در قرآن از خوردن خون به شدت نهي و آن را حرام فرموده و از طرفي از خوردن مردار (حيواني که بدون ذبح و سربريدن و خروج خون از بدن مرده باشد) بر حذر نموده، چون خون بدن او که پر از آفات سمي است دفع نشده، از اين روي فلسفه بازداشت خداوند از خوردن گوشت برخي از حيوانات و برخي از خوراکي هاي گوشتي در اينجا روشن مي شود. که ما از آن غافليم، امروز به تجربه ثابت شده که انواع بيماري ها با خون متنقل مي شوند (مانند «ايدز» اين واقعيت از رموز الهي پرده مي دارد. که دوري از خوردن خون را در حرام فرمود، خون از آن جهت که داراي قابليت هاي فراوان و متعدد است قادر است انواع ميکروب ها را در خود زنده و پويا نگه دارد، و همين خون است که نطفه انسان از آن به وجود مي آيد، و نطفه نيز از عوامل انتقال ژن ها و ويروس ها مي باشد، انواع سلول هاي انسان در نطفه وجود دارد که پس از لقاح تبديل به نوزاد مي شود، به همين علت خوردن نطفه حيوانات نيز حرام شده و برخي از اعضاي حيوانات که 17 عضو مشخص است در شرع مقدس حرام است.

 

تأثيرات اجتماعي و اقتصادي

 

تغذيه از نجس و حرام، در مرحله اول در روح فرد از طريق جسم مؤثر است و روح کدر و زنگار مي گيرد، از آن جهت که غليظي خون حاصل از خوردن انواع خوراکي هاي مسموم و حرام است، سبب رويش ديروز بسياري از رفتارهاي ناپسند روحي در انسان است، امراض جسمي اين حالت خون و عوارض خطرناک آن بر اهل فن و پزشکان پوشيده نيست، اما عوارض روحي آن بسيار خطرناک تر از جسمي است، از آن رو که ظهور و بروز و آثار اجتماعي در پي دارد.

 

فردي که از حرام تغذيه کرده به انواع جنايات گرايش دارد، از قتل و خون ريزي تا انواع جرايم و مفاسد اقتصادي، اگر در بين مرتکبين عمدي جرايم تحقيق انجام گيرد 99 درصد از آنان به نوعي گرفتار خوراک حرام بوده اند يا پدران آنها و اجدادشان دستي در خوراک و درآمد حرام داشته اند، بي جهت نيست که وقتي سرور شهيدان حضرت امام حسين(ع) در مقابل سپاه عمر سعد ايستاد جهت اتمام حجت و اداي وظيفه امامت که در قبال همه انسان ها دارد. (امام حجت خدا بر تمام موجودات و انسان است). لذا امام شروع به موعظه و پند و نصيحت آنان کرد آنان با ايجاد هياهو از گوش دادن و قبول کردن مواعظ امام خودداري کردند و امام در مقابل اين واکنشي ناپسند آنان فرمود، بر شما تقصيري نيست، که از قبول حق استنکاف مي ورزيد، چون شکم هاي شما پر از غذاهاي حرام است و بر دلهايتان قفل و زنگار زده شده که هرگز راه بيداري نگزينيد.[13] اين نمونه اي از تأثيرات اجتماعي تغذيه حرام و شبهه ناک است. برخي از فعاليت هاي اقتصادي حرام مانند ربا و رشوه آثار و پي آمدهاي بسيار خطرناک اقتصادي و اجتماعي دارند و خداوند اين نوع از اکل به حرام را نيز جهت مصون ماندن جامعه اسلامي منع فرموده.

 

در روايتي که از امام باقر(ع) وارد شده انواع درآمد حرام و شبهه که تأثيرات سوء اجتماعي و اقتصادي گسترده دارند اين گونه بيان گرديده:

 

1. خوردن مال يتيم و... 2. دست مزد کارهاي خلاف مثل فروش نوارهاي مبتذل و نرم افزارهاي منحرف و مواد مخدر.

 

2. درآمدي که از فروش مشروبات الکلي به دست آيد.

 

3. ربا و درآمدهاي حاصله از فوايد ربا.

 

4. رشوه گرفتن جهت حل امور خصوصاً در صدور احکام که بدترين حرام است و به مثابه انکار توحيد و خداوند مي باشد.

 

5. در آمدي که از ساحري حاصل شود و انسان به وسيله سحر و جادو و شعبده کسب درآمد کند[14] اين روايت ازنظر سند بسيار معتبر و متواتر است.

 

ربا و رشوه و اکل مال به باطل (خوردن مال ديگران) از نظر قرآن نيز حرام شمرده شده است،[15]

 

تمام اين مشاغل و کسب درآمد از راه هاي غير شرعي مصداق حرام است و داراي تأثيرات فردي، روحي، اجتماعي و اقتصادي است.

 

در دوره صفوي که پايتخت ايران اصفهان بوده، بر اساس گزارشات تاريخي اين شهر و شهرهاي ديگر ايران محل تجارت، تجار خارجي نيز بوده، در عين حال معاملات ربوي در جامعه ايراني رواج يافته بود، تبعات درآمدهاي حرام جامعه ايراني که به تدريج رشد کرد سبب گرديد خوراک مردم از درآمد حرام تأمين شود، خوردن خوراک حرام سبب بروز ناهنجاري هاي اخلاقي و ترويج مفاسد اجتماعي و شيوع مفاسد جنسي نامشروع و تعدي به حقوق ديگران در اين جامعه در اوج باشد، همين عوامل مردم را از عبادات و تزکيه نفس بازداشت به حدي که تعصب و غيرت ديني کاهش و تنزل عجيبي يافت، و روند اين انحطاط اخلاقي به حدي رسيد که وحدت و همدلي که در سايه ايمان به خداوند حاصل مي شود به کلي از جامعه ايراني و شهرهاي بزگي همچون پايتخت کم رنگ شود، وقتي جامعه گرفتار اين آشفتگي روحي کلي گرديد، عده اي شورش کردند و از شهرهاي ديگر که با حکومت صفوي دل خوش نداشتند به پايتخت هجوم آورده و تمام جامعه ايران را پس از ويراني پايتخت[16] عرصه جولان خود نمودند.

 

و بسياري از انسان هاي بي گناه را به خاک و خون کشيدند، وقتي در جامعه ايراني عهد صفوي ثروت مردم فزوني يافت و درآمدها خوب شد، مردم به طمع ثروت اندوزي به ربا خواري کشيده شدند و رشوه و ساير کارهاي حرام و درآمدهاي غير حلال جامعه را اين گونه پس از انحطاط و اخلاقي به انحطاط و سقوط کشاند. اين يک واقعيت تاريخي است که دولتمردان و سياست مداران آن دوره از آن غافل بودند، پس از سقوط صفويان ايران گرفتار حاکمان خونريز گرديد و محل تاخت و تاز بيگانگان شد و نواميس مردم و عرض و آبرو و عزت در معرض تصدي دشمنان قرار گرفت. رواج درآمدهاي حرامي مثل ربا و رشوه تأثيرات اجتماعي خطرناک تر از اين نيز در پي داشته است.[17] «... کار رشوه و ارتشاء به بالاتر هم نفوذ يافت چنان که نماينده تجاري هلند (هربردولرس)... .[18] به شاه سليمان داد... وضع اجتماعي جامعه ايران در اواخر دوره صفوي بسيار آشفته بود و قمارخانه ها و کسب هاي حرام جامعه را فرا گرفته بود، و همين عوامل منجر به انحطاط جامعه ايراني گرديد.[19]

 

در جامعه ايران عهد ناصر و پيش از آن نيز در تاريخ گزارش شده رشوه خواري و ارتکاب حرايم و کسب درآمدهاي حرام وضع اجتماعي را آشفته و گرفتار بلاهاي طبيعي کرده بود.[20]

 

از آن چه در تاريخ واقع شده و منابع روايي و متون اسلامي آمده نتيجه مي گيريم که خوردن حرام نه تنها از نظر معنوي و فردي انسان را به سقوط مي برد بلکه از نظر مادي نيز گرفتار بلاهاي مختلف جسمي فردي و اجتماعي مي کند، برخي از بلاهاي طبيعي و حوادث ناگوار که سبب مرگ و مير و شيوع بيماري هاي خطرناک مي شود، غالباً ريشه و علل پيدايش اينها درآمد حرام است، چون  درآمدهاي حرام وقتي در خانواده و جامعه رواج پيدا کرد، و خوراک مردم از درآمدهاي ناپاک تأمين گرديد، نه تنها جامعه حاضر به فساد کشيده مي شود بلکه نسل انسان و جوامع بعدي نيز از فساد امن نخواهد بود، شيوع مفاسد، بر اساس سنت الهي سبب قطع باران و رحمت الهي و کاهش آب و آلودگي هوا، و گراني و قحطي را به دنبال خود خواهد آورد، بر اساس آيات قرآن بسياري از امت هاي گذشته به خاطر ارتکاب مفاسد و جرايم گرفتار خشم الهي شدند مثل قوم هود و صالح و قوم نوح و اقوام و ملل ديگر در معرض نابودي جمعي قرار گرفتند وقتي بلاي الهي نازل شد تمام جامعه را فرا مي گيرد. [21]

 

در دوره عباسي زماني که حاکم جامعه متوکل بود و در اين دوره فجايع و مفاسد و خوشگذراني و کسب هاي حرام و خوراکي هاي ناپاک در جامعه به قدري شيوع يافته بود که اکثر مردم گرفتار ناهنجاري هاي اجتماعي بودند، مورخين گزارش مي دهند که بلاياي طبيعي در اين دوره به وقوع مي پيوست و مردم را به کام مرگ فرو مي برد، نا امني در سطح شهرها رو به فزوني نهاده بود، گراني برخي از کالاها از جمله برنج و قاچاق کالا در پايتخت عباسي (بغداد) و ديگر شهرها رواج فراوان داشت، بارها زلزله سهمگين به نقاطي از جهان مي رسيد و عده اي را هلاک مي کرد.[22] بغداد و مناطق اطراف آن و هر مناطقي که فساد و تباهي زياد بود، بلاياي طبيعي مکرر از جمله سيل و زلزله و قحطي و ناامني فراگير بوده.

 

در روايات متعدد و متون ديني درباره آثار و آسيب هاي خوراک حرام چنين آمده است:

 

آغاز پيروي و تبعيت از هواي نفس، با خوردن حرام آغاز مي شود، وقتي انسان شکم خود را با خوردني هاي حرام پر کرد به تدريج که غذا هضم و جذب خون شد، انسان به انجام فرائض ديني و عبادات و اداي حقوق الهي سهل انگار و سست مي شود و پس از سستي در وظايف فردي و شخصي در انجام وظايف اجتماعي و عمومي و رعايت حقوق ديگران کوتاهي مي کند، پس از اين مرحله، انسان نسبت به قوانين الهي و سنت هاي کلي و اصول اعتقادات توهين مي کند، (پس از ترک فرائضش) آشکارا در ميان مردم و بيرون از محيط فردي به جرائم دست مي زند و دزدي مي کند، روزه خواري مي کند و با زبان و رفتار به انکار همه ارزش هاي شرعي و ديني مي پردازد.[23]

حرام

خون و گوشت

تأثير در جسم و مزاج و تغيير رفتار

 

 

بروز آن در عقايد و انجام فرائض

 

 

 

ترک فرائض

ارتکاب جرائم در جامعه

تنبلي و سستي، خواب آلودگي و عدم پايبندي

 

 

توهين به حقوق الهي و اجتماعي و تجاوز به نواميس

انکار دين و اصول عقيدتي مثل خداوند

 

 

توليد فساد و ايجاد باندهاي تبهکاري، طغيان

آغاز سقوط و انحطاط

رواج فساد در جامعه

 

 

سقوط و نزول بلاهاي طبيعي

فردي و اجتماعي

 

 

 

 
   

 در برخي از آيات و روايات معتبر وارد شده، بعضي از گناهان از جمله خوردن غذاهاي حرام مانع انعقاد نطفه و توليد نسل مي شود و براي چاره اين نوع از گرفتاري هاي اجتماعي، نيز ائمه نسخه هايي که با الهام از قرآن فرموده اند: «عبارت است از ترک خوراک حرام به مدت چهل روز جهت پاک شدن خون از آثار غذاي حرام و ذکر استغفار و توبه از کارهايي که براي کسب حرام انجام مي شد.[24]

 



[1]. مجلسي، بحارالانوار، ج2، ص32، چاپ بيروت، دارالوفاء).

[2]. بقره / 30.

[3]. حجر / 29 و 72.

[4]. عبس / 24.

[5]. انعام / 121 و مائده / 3.

[6]. درآمد حرام در نسل انسان بروز مي کند. کليني، اصول کافي، (چاپ بيروت)، بي تا، ج5، ص124.

[7]. همان، ج6، ص271.

[8]. همان، ج5، ص72.

[9]. همان، ج5، ص211.

[10]. مجلسي، همان، ج81، ص258.

[11]. ابن فهد، عدة الداعي، چاپ تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1407ق، ص139.

[12]. ورام ابن ابي خزائي، مجموعه ورام، قم، نشر مکتبه الفقهيه، ج1، ص251.

[13]. مجلسي، پيشين، ج45، ص8.

[14]. کليني، پيشين، ج5، ص121.

[15]. بر اساس آيات قراني 275 بقره الذين يألکون الربا... و حرّم الربا، و آيه يمحق الله الربا... « و لاتألکوا اموئالکم بالباطل...» بقره / 188 «... و تري کثيراً منهم... و اکلهم السحت».

[16]. باستاني پاريزي، ص330.

[17]. باستاني پاريزي، سياست و اقتصاد عصر صفوي، چاپ چهارم، تهران، صفي عليشاه، 1367، ص255ـ276.

[18]. همان، ص260.

[19]. همان، ص234.

[20]. محمد جواد شکور، تاريخ ايران زمين، تهران، اشراقي، 1363، ص354 و ص330.

[21]. «و امطرنا عليهم سطرهاً فانظر کيف کان عاقبة المجرمين...» اعراف / 84. قل سير و ان الارض کيف کان عاقبة المکذبين» انعام / 11. در زمين گردش کنيد و در احوال گذشتگان بنگريد که از چگونگي سرانجام مجرمين و دروغگويان مطلع و باخبر باشيد «و انظروا کيف کان عاقبة المفسدين...» اعراف / 86 بنگريد به سرگذشت و سرانجام فساد کنندگان را که چگونه گرفتار خشم اهي شدند.

[22]. ابن اثير، الکامل، ج11، ص46ـ53؛ يعقوبي، تاريخ، ج2، ص521 (ترجمه).

[23]. نوري، مستدرک الوسائل، قم، آل البيت، ج11، ص212.

[24]. وسائل الشيعه، ج12.